محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
710
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
نجاشى دانست كه او را خواسته بايد بسيار تا سپاه از يمن به حبشه برد و مخاطرهء دريا . عذر وى بپذيرفت و كس فرستاد كه مرا سوگند است كه خون تو بر زمين ريزم و خاك زمين ترا زير پاى آرم . ابرهه رگ بزد و خون اندر ظرفى كرد و يك انبان پر از خاك بكرد از زمين يمن ، و سوى نجاشى فرستاد و گفت : اينك خون من ! بر زمين ريز ، و اين خاك از زمين من است پاى به دو بر نه تا سوگند تو راست شود . نجاشى شاد شد و از سوگند بيرون آمد و از ابرهه خشنود شد و ملك يمن به دو دست بازداشت . و ابرهه ترسايى همى كرد به يمن اندر . و اين آن ابرهه بود كه سپاه با پيلان از يمن بياورد به مكّه كه خانهء كعبه ويران كند ، و خداى عزّ و جلّ او را هلاك كرد و به قرآن اندر ياد كرد : * ( أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ . 105 : 1 ) *